!Let'S StarT

کورومی(Kuromi) هستم...
درحال حاضر توی اعماق کلمات ذهنم غرق شدم.
چیزی برای گفتن ندارم!
تنها زمانی کلمات سراغم میان که بخوام درمورد موضوعی حرف بزنم!
این یه وبلاگ انیمه ایه. و من اوتاکو هستم.
سعی میکنم اینجا از انیمه هایی که دیدم براتون بگم.
من عادت دارم که انیمه ها رو بر حسب امتیاز نبینم و برای همین تا الان خیلی از انیمه ها رو دیدم.
پس اینجا درواقع جاییه که من کلمات رو در کنار هم میچینم تا برای شما از انیمه ها بگم.
اینجا صرفا یه وبلاگ شخصیه. برای همین ، عقاید و انتقاداتی که من میکنم وابسته به شخصیتیه که دارم.
والبته جدا از هرگونه توهین، نظر شما هم در اینجا محترمه!
میتونید اینجا علایقتون و انتقاداتون رو نسبت به انیمه هایی که دیدید با من درمیون بزارید.
خوشحال میشم نظراتتونو بخونم.
و از همه مهم تر..به این دنیای مبهم خوش اومدید!.

[ 1398/02/18 ] [ 16:21 ] [ 黒見 ] [ Comment () ]
!Watashi wa koko yo
کونیچیوا مینا سان! (   اینجا کسی نیست پس بهتره به خودم سلام کنم XD   )
آنووو... اومدم بگم که من اینجارو هنوز فراموش نکردم D:"
درواقع کلی برنامه دارم برای معرفی انیمه هایی که دیده بودم و قراره در آینده ببینم XD. فقط زمانش رو درحال حاضر ندارم! (مازوی! = =)
اما خبر خوب اینه که احتمال خیلی خیلی زیاد از تابستون ؟ به بعد! شروع کنم به فعالیت و تند تند پست بزارم! X3
چه انیمه های فوق العاده ای امسال داره میاد! ( هوم هوم!)
واقعا مشتاقم هر چه زودتر بشینم و اونا رو ببینم  ( توتِمو اورِشیوووو >  < )
هرچند من از انیمه های کلاسیک و قدیمیَم خوشم میاد ( .   .")
خب...
تنها همین کلمات رو برای گفتن انتخاب کردم! و تا دیداری دوباره ... سایونارا!بای بای!




+ کاگامینه رین و لن - ووکالوید 3;

[ 1398/12/3 ] [ 13:53 ] [ 黒見 ] [ . () ]
Soredemo Sekai wa Utsukushii

یو یو!

امروز با معرفی یه انیمه خیلی خیلی کیوت اومدم 3:
که علاوه بر گرافیک خوبش ، موضوع خیلی جالبیم داره.
تقریبا انیمه حالت کلاسیک داره و درمورد  پادشاهی و ایناست اما نه پادشاهی معمولی!
خب...  انیمه " سورِدِمو سِکای وا اوتسکوشی" یا " هنوز دنیا زیباست"
نیک ، آخرین شاهزاده سرزمین باران ، وقتی که برای صلح بین کشور خودش و پادشاهی خورشید تصمیم میگیره به اجبار خانوادش به اون سرزمین بره و با پادشاه لیویوس ازدواج کنه.
اما در اصل به همین راحتیا هم نبود! در حقیقت بخاطر بی مسئولیتی و شونه خالی کردن 3 خواهر بزرگترش اون ناچار شد که قبول کنه.
در باور نیک و خانوادش ، پادشاه خورشید ، یه پادشاه ظالم و ستمگر که خیلی سلطه گر و بی رحمه و تونسته کل قلمروها رو با قدرتش به دست بگیر و خودشو حاکم اونا کنه.
وقتی نیک به اون سرزمین آفتابی و گرم میره با مشکلاتی رو به رو میشه و وقتی خودشو به کاخ پادشاه خورشید میرسونه با بی احترامی اونا مواجه میشه! اما وقتی خود شخص لیویوس رو میبینه (که خیلی هم غافلگیر میشه!!! شما رو هم غافلگیر میکنه XD) تصمیم میگیره کمی گذشت کنه و بیشتر اونجا بمونه.
اما پادشاه به همین راحتی نیک رو همسر خودش نمیکنه و از اون میخواد که چون پرنسس سرزمین بارانه ، پس باران رو بر سرزمین آفتابی و گرمش فرا بخونه! از نظر اونم بارش بارون یه امر که با دستورش به کرسی میشینه. و کلا میخواد همه چیز تو مشتش باشه.
اما نیک که مخالف این ماجراست تصمیم میگیره که احساس واقعی رو به اون نشون بده و بهش بفهمونه زندگی و محبت به چه صورته 3:
که در این بین با کلی ماجرا جویی و اینا روبه رو میشیم.
شخصیت نیک ، شخصیت اصلیه و داستان حول محور کارکتر اون میچرخه پس مسلما کارکتر خیلی قوی داره . اون یه دختره اما در بروز مشکلات خیلی سرسخت و قوی شخصیتشو نشون میده و خیلی بچهء عاقلیه XD
و دیگه...امیدوارم از تماشای اون در کل لذت ببرید 3:

[ 1398/09/22 ] [ 13:36 ] [ 黒見 ] [ Up! () ]
Beelzebub
 

کُنباموا! "عصر بخیر"
امروز با معرفی یه انیمه کمدی خیلی خیلی پرفکت اومدم!XD
انیمه "بلزباب" که در سبک گرافیک و البته سال خودش به اندازه کافی برای معرفی ، معروف هست!!!
من خودم از گرافیکش راضی بودم! سبک طراحی کارکترآ سبک انیمه "گینتاما" و "دی گری مَنه" . البته متمایز اما...بین اونا؟
فضای انیمه کمی مبهمه! اما نه به صورتی که نشه فهمید که چه خبره!داستان زمانی شروع میشه که اُگا تاتسومی که توی دبیرستان پسرونه ای که همه از دم خلافن ، یکی از اون آدماییه که اگه پاش به دعوا و معرکه گیری باز بشه حسابی بزن بهادر میشه! از این رو توی مدرسه ، اون معمولا درحال دعواست! و البته این زور و بازوی اون ، حسابی به دردسر میندازش!!! (می پرسید مگه میشه؟ کسی که این همه قویه به مشکل بخوره؟ XD ) وقتی فوروایچی بهترین دوست اُگا ، اینو می پرسه ، داستانی رو از زبون اون میشنوه که به نظر غیر ممکنه میاد! تا زمانی که باورش میشه که نه! خیلیم حقیقت داره! درواقع!!! اگا زمانی که با اراذل و اوباش توی چمنزار کنار رودخونه دعوا میکرده و بزن بزن راه انداخته بوده ، مردی شناور توی رود خونه میبینه! اون مرد رو نجات میده و وقتی واکنشی از اون نمیبینه مشتی به اون میزنه و مرد ، دو نصف میشه! و اینجاست که اُگآ با دردسری جدید مواجه میشه! پسر شیطانی که هرکسی قویتر و قدرتمند تر بین انسانا باشه ، میشه پدر بچه! و در اون لحظه چه کسی برای اون بچه مناسب تر از اُگا بود!؟ نه راه پس هست و نه راه پیش! اُگآ برای خلاصی از دست اون موجود حالآ باید قوی ترین آدم رو پیدا کنه تا بتونه نظر بچه رو به طرف اون برگردونه! هرچند این موجود کوچک پر دردسر از اون حرفا ست!  هر روز ماجرا جویی! و هر روز داستان جالب و بامزه! بنظرتون راه خلاصی پیدا میشه؟ XD
پیشنهاد  میکنم حتما انیمشو ببینید! اینا تنها مقدمه پیش پا افتاده ای بودن! Xd
۶۰ قسمت این انیمه قطعا شما رو سرحال میاره! XD


اینکه میهن بلاگ این آیتم لعنتیه تبلیغاتشو اضافه کرده....خیلی رو اعصابه "-_-

[ 1398/09/16 ] [ 17:35 ] [ 黒見 ] [ Up! () ]
kami-sama inai no nichiyoubi

های!!!
امروز کمی بهترم! یه چند روزه سرماخوردم و بعد تب و قرص و دارو! تصمیم گرفتم پاشم از یکی از انیمه های موردعلاقم بهتون بگم!
این انیمه رو قبل از معرفی باید بگم انقدر دوسش دارم که دلم میخواد الان برم دوباره ریواچ کنم :")

یادمه همون اولین باری که میخواستم ببینمش ، همون قسمت اول چنان بغض کرده بودم ... درواقع این انیمه یه درام واقعیه
حالا حتما میگید چقدر انیمه های غمگین میبینه! نه! درواقع من خیلی زود تحت تاثیر اونا قرار میگیرم!
خوب بریم اصل مطلب.
انیمه "کامی ساما اینای نو نیچییوبی" یا "یک شنبه ای که خدا نبود" یا "یک شنبه بدون خدا" یه انیمه خیال پردازی و فانتزیه.
شروع انیمه جالبه... که از همون اول با گفتنش حسابی اسپویل میشه!
پس یه توضیح مفصل و کوتاه میدم...
این انیمه جهانی رو نشون میده که خدا اونو ترک کرده! بنابرین نه کسی بدنیا میاد و نه کسی میمیره! اما در اینجا کسانی  به نام "گورکن" هستن که میتونن به انسانایی که از مردن اما زندن :)!!! آرامش بدن.
آی کارکتر اصلی این انیمست. دختری که توی روستایی زندگی میکنه و بی خبر از ماجرای دنیا اطرافش . اون بعداز مرگ مادرش به عنوان فرزند خونده توسط یکی از اهالی روستا پذیرفته میشه و زندگی پر آرامشش رو درکنار اونا میگذرونه . با این فکر که برحسب گفته های مادرش ، روزی کسی میاد و اونو پیدا میکنه . کسی که آی اونو "پدر" ـش میدونه!!!
اما اوضاع زمانی جالب میشه که غریبه ای به روستا میاد و ادعا میکنه که نامیراست! و دردسری میشه برای کل اهالی!!!
بعد از کلی احساس نفرت که در آی پیش میاد ، کم کم متوجه میشه چیزی در اینجا درست نیست! اینطور میشه که اون با حقیقتی تازه متوجه میشه! آی ، گورکن کوچولوی قصه...تصمیم میگیره سفری رو تحت عنوان آرامش بخشیدن به مردم شروع کنه!
چطور این تصمیم رو گرفت؟ خب، برید و خودتون این انیمه محشر رو ببینید.
انیمه تقریبا قدیمیه... و ممکنه گرافیکش مثل انیمه های الان اونقدرام حرفه ای نباشه.
با این حال من تونستم با حس و حال اون انیمه ارتباط برقرار کنم! و کلا خیلی راضی بودم ازش. مخصوصا اینکه این انیمه داستانی جدید به همراه داشت که هرلحظه جذاب تر و غافلگیرانه تر میشد! (هنوزم یادمه چقدر گریه کردم!!!)

چیزی نمونده که نگفته باشم؟
بنظر پست کوتاهی داشتم! خب... این انیمه سراسر اسپویل میشد اگه میگفتم!
پس... تا همینجا کافیه!
+فکر میکنم این انیمه رو 3 - 4 سال پیش دیدم...

[ 1398/09/14 ] [ 14:01 ] [ 黒見 ] [ Up! () ]
Violet evergarden

یو! 
 چه هفته خسته کننده ای رو همگی داریم می گذرونیم! 
 کاریش نمیشه کرد با این حال . باید سوخت و ساخت.
خب . امروز که البته پنجشنبه هم نیست! اومدم با پستی در رابطه با انیمه "وایولت اِوِرگاردن" . انیمه ای که مثل یه مرحم و مسکن میمونه برای روح خسته ما :))
جدا از اینا،  اول بریم سراغ طراحی.
طراحی این انیمه ، سبکی تو مایه های سبک طراحی کارکترآی انیمه فری داره . و کلا اونایی که خیلی به طراحی کارکترآ وسواس به خرج میدن ، این انیمه و طراحی زیباش گذینه خوبی برای انتخاب میتونه باشه‌‌.
کارکتر ها دیزاین زیبایی از نظر طراحی دارن یعنی روی لباس ها و ظاهرشون خیلی با دقت کار شده و جدا از اینکه انیمه گرافیک بالایی داره‌ ، حتی شخصیت پردازی اون به آدم جوی صمیمی و متمایز از سایر انیمه ها میده. 
من که واقعا این بخش رو دوست داشتم! داستان انیمه ، در ابتدای داستان مشخص نیست و کنجکاوی خاصی رو تو بیننده ایجاد میکنه ‌. این داستان هرچند ممکنه ریتم ساده ای داشته باشه اما اشتباه نکنید! هر چیز کوچکی توی این انیمه شما رو به یه سرنخی وصل میکنه! پس تا میتونید تو این انیمه کنجکاوی کنید و لذت ببرید!
شخصیت اصلی این انیمه " وایولت" دختری که از جنگ زنده برگشته! اما زنده بودن اون فرقی با مرگ اون نداره! و فقط ظاهری به نسبت سالم داره! اما درد هایی درون اون جوونه زدن که اون هیچ مرهمی برای مداوای اونا نداره! و شاید این عشق! مرهمی مرموزِ که اون هنوز از وجودش مطلع نشده!
 شیرینی این انیمه به تلاش این دختر به درک کلمه "دوستت دارمِ" . کلمه ای که از جانب کسی شنیده که تمام زندگیش مدیون اون بوده! 
وایولت دختریه که با تمام ظرافتی که از اون گرفته شده و حتی معنی عشق رو نمیفهمه(میپرسید چرا؟ این اصلیه که شما باید بفهمید علتشوXD چقدر دارم تاکیید میکنم!!!) .و حالا اون به دنبال احساساتی که از دست رفتن ، میگرده! تا بلکه اونا رو درک کنه و به سوال های ساده ذهنش که به خودیه خود دشوارن پاسخ بده!
(و البته جا داره بگم هرچند اون از احساسات مختلفی سر در میاره ، اما این انیمه اشاره زیادی به تقدس عشق داره که کلا میتونه بین خانواده و اینا هم باشه! اما وایولت چون کلا این انیمه سرگذشتشه برای همین بیشتر به درک عشقی که با اون زمانی زندگی میکرده میگرده تا بفهمه اصلا ماهیتش چی هست! و یه نکته ، این انیمه شاید هی من دارم میگم عشق و اینا فکر کنید شاید لوس باشه! اما کاملا تضادِ افکار شماست و عشقی... :")! و جنبه متفاوتی از عشق نشونتون میده کلا XD. (چه پرانتز طولانی شد! Xd) + و شایدم کلمه ای که از عشق فراتر باشه! بیشتر  از وابستگی که یه کلمه جدید باید ابداع بشه تا بتونم توصیف کنم!) 
 در ادامه اون شغلی پیدا میکنه - البته فکر میکنم بهش پیشنهاد میکنن ، یا خودش تصمیم میگیره...(مشخصه خیلی وقت از دیدنش میگذره!!! )- که احساسات مردم رو در قالب نوشته در میاره . اما کسی که از احساسات چیزی نمیدونه ... میتونه از احساسات حرف بزنه؟ خب اینجا انیمه شما رو سوپرایز میکنه!
دیگه تا اینجا که گفتم خوبه! اصل کاریاش مونده!!! پس بهتره خودتون و یه جعبه دستمال کاغذی بردارید برید و این انیمه فوق العاده رو با جون و دل ببینید! و باور کنید پشیمون نمیشید!  
شاخه های فرعی متصل به داستان انیمه ، خودشون خیلی به خودی خود قشنگن! یعنی این انیمه هم مثل انیمه عروس جادوگر که معرفی کردم ، شما رو در یه خط داستان قرار نمیده‌.
+کارکتر وایولت واقعا ستودنیه! خیلی وقته گذشته! اما بازم میشه صحنه های محشر و باورنکردنی این انیمه رو بیاد آورد. 
+ شایعه ای از جانب یکی از بچه ها در رابطه با فصل دو این انیمه شنیدم! و راستش خوشحال نشدم! به نظرم وایولت همینطوری خیلی کامل تموم شد . ولی ممکنه اونم همینطور سرشار از سوپرایز باشه!(هرچند من هنوزم دلم نمیخواد پایان فوق العاده این انیمه رو از یاد ببرم! )

[ 1398/09/3 ] [ 00:25 ] [ 黒見 ] [ Up! () ]
mahoutsukai no yome

 یا یا یا!
اومدم با معرفی انیمه "ماهوتسوکی نو یومه" یا "عروس جادوگر"
به لطف سوییتی نکوچی چانم یادم اومد قرار بود چیکار کنم... D:
خب....این انیمه یکی از دوست داشتنی ترین انیمه هایی بود که دیدم! به قدری از دیدن این انیمه لذت بردم که دلم میخواد یبار دیگه هم اونو ببینم!
داستانش متمایز از بقیه انیمه ها بود.
و ژانر عاشقانش یه طعم فوق العاده به این انیمه اسپیسی داده بود XD
کارکتر سازیه کارکترا فوق العاده جذاب و زنده بود و همینطور تصاویر بکگراند! جوری که با دیدن رنگا و ظاهرشون میشد ترغیب شد بیشتر بخوای اون رو ببینی و لذت ببری!
نوع شخصیت پردازی کارکترا نرمال بود و درعین حال ساده و دوست داشتنی بودن. قابل درک ، قابل همراهی.
سبک طراحی انیمه ، حالت کلاسیک و سبک و شکلشون جاهایی منو یاد طراحی کارکترای سراف مینداخت (یکم فقط!)
کمی از داستان بگم! در مورد دختری به نام "چیسه" است. که بخاطر زندگی بد و شرایط وخیمی که داشته به عنوان یه برده خودشو به بازار فروش معرفی میکنه ( همینطور بود نه؟ XD) خلاصه اینکه وقتی اون توسط شخصی خریداری میشه با روحیه سرد و خشک همراه اون میره و وقتی با گرمای خانه کاشانش و شخصیت اون مواجه میشه و شخصیتشو خوش برخورد ، گرم و صمیمی میبینه...طعم زندگی واقعی رو میچشه!!!
البته این صاحب عجیب غریب که با سری به شکل اسکلت گوزنه؟ اِلیاسه! جادوگری مهربون!که مردم و هرکی نیازمند کمکه ، کمک میکنه!
اما اون پشت تمامی این چهره مهربونش دردی تیز و خاردار رو در دلش حمل میکنه! دردی که ممکنه به گلی به ظرافت چیسه! آسیب بزنه!
اما مگه خارهای گلی مثل رز باعث آسیب اون میشن؟؟؟ XD پس!تمااام این هیجان رو تو دلتون در رابطه با این عشق عجیب ببرید و با دیدن این انیمه بهش جواب بدید!!
آه! البته این انیمه غیرقابل پیش بینیه! باعث میشه کمی دیر بتونین کارکترا رو بفهمید! اما میفهمیدشون بلاخره Dِ:
آآآآه! بیشتر از این که اسپویل میشه!!! پس دیگه دفتر این انیمه رو میبندم D: ولی جای نگرانی نیست! داستان عاشقانه خالص نیست و با ماجراحویی کارکترا همراهه! یعنی حوصلتون در کل سرنمیره که بخواید از دیدن عشق کارکترا تا تهشو بخونید که آها :" این اینطوره!!"
و هر اپیزود ما شاهد یه رنگ جدید از انیمه خواهیم بود!
حضور لیندل و اُبِرون و تیفانی و روث و سِلکی!!!(کارکترای خوب اصلی!) یه گرمای خیلی خوب به انیمه میداد که باعث میشد با توجه به اونا با سایر نقشا بیشتر آشنا بشیم.
از دستش ندید به هرحال!
این انیمه صحنه های عالی داره! و لحضات خیلیییییی شادی آور و فانتزی براتون به ارمغان میاره!!!
از من گفتن بود!! :D
دیدید سر قولم موندم و پنجشنبه آپ کردم؟ ها ها هاXD
ای وای! ببینید چی یادم رفت! من یه فن آرت از سِلکی کشیده بودما! اما قدیمیه و میتونید ادامه مطلب ببینیدش 3:
و البته نظرم عوض شد و نمیزارمش P:

[ 1398/08/23 ] [ 20:25 ] [ 黒見 ] [ Up! () ]
Fractale

یو یو یو :)
مدتی گذشته مگه نه؟
راستش خودم مطمئن نبودم که بیام و پستی بزارم.
مخصوصا وقتی که الان با خودم معلوم نیست چند چندم!
ولی ، شاید این بهونه ای برای فرار از مغزم باشه D: اونم این وقت شب!
الان شرایط انیمه دیدن ندارم! اما یادم به انیمه های بیشماری که دیده بودم افتاد. خوب...
شاید صحبت از اونا گهگاهی بد نباشه؟؟؟

انیمه فرکتل ، شهریور همین سال دیدم.از پوسترش چیزی رو برداشت میکردم که وقتی خود انیمه رو دیدم فهمیدم اشتباه میکردم!
گرافیک انیمش بروز بود اما تصوری از انیمه های قدیمی تو ذهن ایجاد میکرد! مخصوصا گرافیک صحنه هاش!
داستان روی تک کارکتر اصلی "کلین" متمرکز بود و با اون پیش میرفت.
هرچند موضوع خوبی برای داستان انیمه انتخاب کرده بودن اما بازم جای کار روی انیمه باقی بود!
جاهایی میتونستن خیلی بهتر مانور بدن ، اما از اون گذشتن و یجورایی سوال برای بیننده باقی میموند که چرا اونا توی این دنیا همچین زندگی رو میگذرونن یا "چطور به اینجا رسید!"
مثلا من تا آخرش گیج بودم پدر و مادر کلین چه بلایی سرشون اومده! زندن و به دور دنیا سفر کردن؟کلین رو ترک کردن؟ و همچین چیزی.
تا وقتی فرین نیومده بود ممکن بود داستان جور دیگه پیش میرفت. ولی فرین و ماجراهایی که به دنبال اون وارد زندگی کلین شدن باعث شد که اون بخواد از ریتم یک نواخت زندگیش فاصله بگیره و به دنبال خواسته هایی که از ستاره آسمونش داره بره!!!

داستان انیمه کلیشه ای نبود . اما اگه بیشتر و بهتر کار میکردن قشنگ ترم میشد. کمی خسته کننده بود و اون هیجان جالبی که بیننده رو سوق بده نداشت. اگه سینمایی میشد شاید قابل قبول و بهتر میشد. از شخصیت نسا خوشم میومد . کیوت بود و روحیه ای که داشت تنها بهانه ای بود که باعث بشه اونو دنبال کنم :)

خب ... این از انیمه فرکتل...
(نمیدونم چرا رنگ موها دخترا تو کاور بنفشه :| )
تازه به آخرین تاریخ پست نگاه کردم!تقریبا  4 ماه گذشته!!!!
دفه دیگه پنجشنبه شب آپ میکنم 3: فکر کنم خوب باشه هر پنجشنبه این صفحه های یادداشتمو پر کنم XD

[ 1398/08/3 ] [ 00:50 ] [ 黒見 ] [ Up! () ]
Amatsuki

یوو میننا سان.
با معرفی انیمه "آماتسوکی" اومدم.
انیمش بازم از اون دسته انیمه هاست که وارد یه دنیای دیگه میشن. ولی...
این انیمه خیلی قدیمی تره نسبت به انیمه های قدرتمندی که این اواخر اومدن رو کار.
میشه گفت برای سال

[ 1398/04/13 ] [ 21:22 ] [ 黒見 ] [ Up! () ]
RE:Creators

یو میننا سان!
معذرت میخوام ... یکمی غیبت طولانی داشتم.
ولی! ولی امروز با معرفی این انیمه جالب اومدم. که البته این انیمه رو خیلیا رد کردن و گفتن جالب نیست! و احتمالن این انیمه رو خوب درک نکردن و نفهمیدن! یا اصلا ندیدنش که بفهمنش و فقط گفتن"بده" . اما من نقض میکنم که این اصلا همچین چیزی نیست.
اولش بزارید انیمه رو به : طراحای کارکتر. نویسنده ها. تصویرگرا و مانگاکا ها و آرتیستا معرفی کنم.
حالا بریم سراغ انیمه. این انیمه موضوعی که این اواخر خیلی به چشم میخوره رو در بر داره. "ترکیب دنیاها با همدیگه و تشکیل دروازه"
اما موضوع زمانی جذاب میشه که... اون کسایی که به دنیا ما وارد میشن کارکترهایی هستن که توسط نویسنده ها ، مانگاکا ها و... ساخته شدن و به مردم معرفی شدن هستن. (البته برای اینکه این انیمه به حاشیه نره کاراکترا همه مطعلق به خودشن و هیچ انیمه دیگه ای رو درگیر نکرده.)
موضوع زمانی جالب میشه که یه کارکتر ناشناس همه اونا رو به دنیای ما کشونده و میخواد دنیای انسان ها رو نابود کنه.
و از این رو از کارکترا میخواد که خالقانشونو پیدا کنن. برای همین کارکترا وقتی به دنیای ما پا میزارن دنیای ما رو "دنیای خدایان" میبینن. خیلی جالب میشه وقتی کارکتری با خالقش رو به رو میشه و ازش میپرسه"تو زندگی منو برای سرگرم کردن خودت ساختی؟".
البته اشاره کنم این انیمه واقعا داستان قشنگی داره! و واقعا برخورد کارکترا خیلی عالی شکل گرفته.
به شخصه خودم از این انیمه بینهایت خوشم اومد.
چون این انیمه نشون دهنده این بود که باید به اثری که خلق میکنیم...دنیایی که میسازیم فکر کنیم. رسما این نباشه که چون نقاشی یا نوشته هستن و واقعی نیستن یا قابل لمس ، یه کارکتر ضعیف یا هیروئین سوپر قدرت خلق کنیم! و بزنیم بپوکونیمش با زخم زدن به زندگی اون!
یا اینکه اونو وسیله بازیمون قرار بدیم . واقعا این انیمه در تلاش بود بهمون ثابت کنه "اثرای"ما زنده هستن و نفس میکشن! اونا درون دنیایی که ما براشون خلق کردیم دارن زندگی میکنن و تلاش میکنن.
و تیکه از این انیمه که کانویا به سوتا میگفت"این خیلی واسه شما خالقان برتری خوبیه که شما هر زمان میتونید تصمیم بگیرید و هدفتون رو تغییر بدید ولی ما یه هدف داریم و فقط در راه اون حرکت میکنیم  . شاید بشه به این گفت تفاوت بین دنیای ما با شما" . (واقعا برید این انیمه رو ببینید! و دقت کنید در کلماتشون!)
نیاز هست اینا رو بگم که ... این انیمه واقعا تمام حرفاییه که تمام آرتیستا حداقل یکی یبار شنیدن اما چشماشونو رو به حقایق بستن.
از بزرگ ترین اشارات این انیمه به زندگی آرتیستا :
نیازی به حسادت به کارهای همدیگه نیست. لازم نیست بترسی و کارت رو مخفی کنی چون از تو بهترون اون بیرونن! کافیه کاری که بهتره رو در نظر بگیری و انجام بدی. لازم نیست نقدای پر از حسادت رو وقتی داری پیشرفت میکنی گوش بدی و از پیشرفت دست بکشی! اونا همه برای ضعیف کردن تو هستن! اما تو اگه بخودت اعتماد داری نباید اونا رو جدی بگیری. یادت نره ... دنیایی که تو داری خلق میکنی فقط برای توئه! و کارکترای تو منتظرن تا داستان رو پیش ببری چون تو "خالقشونی" . لازم نیست چون کسی کارای تو و اثرات رو نمیبینه تو احساس کنی وجود نداری! کافیه پیشرفت کنی و اونا رو به نمایش بزاری! از همه مهمتر، کارکتراتو صرفا برا وجودشون نساز و فراموششون نکن! اونا با تو زندن و زندگی میکنن و بعد از تو هم میتونن نفس بکشن اگه آیندشون رو به درستی بسازی! نا امید نشو! اگه حمایت کمی پشتته....قوی تر شو! و واقعا کل حرف دیگه که بهتره برید و خودتون نتیجه بگیرید!
(این انیمه سرشار از کلماتی بود که واقعا نیاز هست هرکسی اونو بشنوه و فکر کنه.)
بعضیا شونصدتا کارکتر میزنن و کارکتراشون خیلی خامه. در صورتی که اینا همه ضعفه.
گرافیک این انیمه نسبتا خوبه ولی آهنگای اون واقعا محشرن و مهیج. موسیقی بکگراندش و البته اپینگ و اندینگاش خیلی فوق العادن. و در کل به نظرم انیمه کاملی تو این سبک بود.

[ 1398/04/10 ] [ 19:13 ] [ 黒見 ] [ Up! () ]
yakusoku no neverland

یوهارو گایز.
امروز اومدم با معرفی انیمه " یاکسوکو نو نورلند" . این انیمه رو 17 فروردین دیدم. زمانی که خودمم تو یه مخمصه ای افتاده بودم که میخواستم نجات پیداکنم! :)
پس یجورایی انگار با تمام وجود انیمه رو درک کردم! تو حاشیه نریم...
این انیمه مثل انیمه دارلینگ ، روایتگر داستانیه که بازهم بچه ها اسیر دست بزرگا شدن!
 اما اینجا اوضاع فرق داره و داستان برای این بچه ها که تمام دلخوشیشون به کسیه که بهش میگن "مامان" و راه برگشتی ندارن ، روایت میشه. تمام اعتماد ها و خاطرات و آرزوهایی که به زنجیر خونه ای بستن که زما نی با وجود سخت گیری باز هم آرامش بخش اونا بود و درکنار همدیگه خوشحالی میکردن! تا زمانی که طرف دیگه سکه نمایان میشه و دیگه اون خونه ، روی خوشی نشون نمیده! چرااا؟ :>
این انیمه از نظر سبک داستانش واقعا قدرتمنده. کارکترسازی های اون ، فضاپردازیش ، و روحیه و احساسات کارکترا. و سبک متفاوت گرافیک انیمه.
اما زیاد توی انیمه مسئله "وجود اون ناشناخته ها "رو باز نکردن و اینکه "اون بیرون چه خبره؟" احتمال داره فصل دوییم درکار باشه! اما فصل یک رو خوب سروسامون دادن حداقل.
این انیمه سرشار از اتفاقات و تلاش های بچه هاست برای رویارو شدن با حقیقت. و البته کارایی ازشون سر میزنه که نشون از قدرت و روحیه درونی بالای اوناست!
به شخصه خیلی از دیدن این انیمه لذت بردم. اندینگ و اپینگ انیمه خیلی قشنگه!و البته یه ost داره که اهنگ لالایی ایزابلاست! اونو حتما گوش کنید! خیلی قشنگه. 
و اینکه وقتی دارید این انیمه فوق العاده رو میبینید ، قضاوت شخصیت ها رو برای قسمت آخر بزارید! اگه بیشتر از این بگم اسپویل میشه که نمیخوام این اتفاق بیوفته! ;)
سایونارا

[ 1398/03/30 ] [ 12:08 ] [ 黒見 ] [ first post () ]
Shingeki no Bahamut

یوهارو میننا سان.
دایجوبو دسکا؟
وای اومدم بآ انیمه ای که امروز تمومش کردم. قشنگ یه هفتست که مونده بودم. آنقدر با روح و روانم بازی کرد که حد نداشت! "شینگکی نو باهاموت یا خشم باهاموت" یه انیمه جنگی متمایز در غالب نبرد انسانها الهه ها شیاطین و اژدهآیانه. همیشه ما نبرد خیر و شر رو قبول داشتیم.  جنگ بین الهه ها و شیاطین رو . اما این انیمه اونقدر متمایزه که من بشخصه واقعا عاشقش شدم.
این انیمه روی اتحاد تمام گونه ها خیلی تاکیید داشت‌. به طوری که شیاطین و الهه ها بجای نبرد کلیشه ای اومدن و برای نجات دنیا شونه به شونه هم جنگیدن! واقعا فوق العاده بود! دقیقا چیزی بود که واقعا دوست داشتم ببینمش! 
حماقت انسان ها! بدبختی شیاطین! اشتباهات الهه ها! واقعا خیلی جالب درکنار  هم چیده شده بود و میگفت هیچ چیزی بین دنیآ ها بی نقص نیست! 
واقعا کارکترآی قدرتمند و متمایزی داشت . هر کدوم استراتژی خودشون رو پیش میبردن و جوری بود که شخصیت اصلی، فرعی ، منفی! وجود نداشت! شخص اول داستان با هر دیدگاهی میتونست دنبال بشه و این زاویه دید بیننده رو به طور کامل گسترش میداد . به طوری که هرکی با دلایل و منطق و شرایط خودش پیش میرفت و اینطور نبود که از سر کینه شخصی یهویی یکی بیاد و بگه "یوهاهاها من اومدم بشریت رو نابود کنم!" تا این حد این انیمه فوق العاده بود!
فصل اول ۱۲ قسمت بود و کارکتر آمیرا خیلی برام جذاب بود . کایزار و لئونم شخصیت جالب خودشون رو داشتن و با اومدن ریتا داستان بهتر پیش رفت! ولی!
فصل دوم‌‌‌... ۲۴ قسمت محشر بود! و واقعا فصل اول رو خیلی خوب حفظ کرده بود! جوری که حتما باید هر دو فصل رو پشت سر هم ببینید! فصل دوم واقعا اعصاب میخواد! و چقدر فصل دو طرفدار ازازل شدم! خیلی شخصیت جالبی از خودش نشون داد! و واقعا تحسین برانگیز بود! 
نمیتونم اصلا راجب هیچ کدومشون حرف بزنم از بس که فوق العاده بودن! 
خیلی خیلی فوق العاده بودن! اگه خواستید ببینید با فرمت ۷۲۰ ببینید! یجاهایی از بس کلافه میشدم انیمه رو قطع میکردم تا فقط هضمش کنم ببینم دقیقا چه اتفاقی داره میفته!  و وقتی اون اتفاق با جلو رفتن داستان برام مشخص میشد میگفتم "وای! حالا چی میشه!!!" خلاصه اینکه ، قطعا ببینید این انیمه محشرو، پایان باز نداره! و تمام کارکترآ سرنوشتشون مشخص میشه! قطعا ببینید و از دستش ندید!
تا پست بعد ... سارابادا. 
+امتحانات بلاخره تموم شدن! کامپااااین D: *بردت جام پیروزی بالای سر*

[ 1398/03/25 ] [ 20:48 ] [ 黒見 ] [ Go Up () ]
Domestic na Kanojo

یوهارو گایز.
امروز اومدم یا معرفی انیمه "دامِستیک نا کانوجو"
ژانر انیمش هرچند عاشقانست اما ممکنه به سلیقه هرکسی نخوره.  وقتی میخواستم ببینمش دوستمم کنارم بود و یکی دو قسمت اولشو باهم دیدیم. 
و پیشنهاد میکنم اینکارو نکنید XD
آنقدر سرش خندیدیم آخه ژانرش هن*تای هم بود. بعد اینکه یه سری صحنه ها داشت که خجالت کشیدیم خودمونم واسه همین فقط گذاشتیم بگذره XD
خب... داستانش منو یاد انیمه "باغ کلمات" انداخت. یعنی اینکه داستان حول محور پسر هاییه که عاشق معلمشون میشن. معمولا به انیمش میخورد خیلی جدی باشه. اما خیلی کمدی بود! درواقع من پاش خیلی خندیدم. شخصیتاش بد نبودن. اما ناتسوئو کارکتر خیلی ضعیفی داشت که نمیتونست تصمیم بگیره و حدس میزنم اگه تا آخر داستان یه دختر اضافه میشد این بازم دست رد به سینش نمیزد و با اون قرار میزاشت؟! :| البته شاید بخاطر این بود که زیادیییی مهربون بود و خیلی احساس ترحم میکرد .
و خوب اون سنسه هم خدایی خیلی رو مخم بود. اینکه فقط بخاطر خوشگلی توجه ناتسوئو رو جلب کرده بود ولی هیچ فکر تو کلش نبود ... زیادی رو مخ بود! نتوستم خدایی فازشو درک کنم. برا همین پای یه زنگ تفریح اینو دیدم. 
رویی هرچند یکم عاقلانه برخورد میکرد اما بازم هرجور نگاش میکردم بازم مثل خواهرش کارای نامعقولانه انجام میداد. البته این مورد همه جای دنیا هست. :|||
تنهآ تیکه مورد علاقم ، نویسندگی ناتسوئو بود‌. که اینو درک میکردم‌ مخصوصا تیکه ای که یوو سنسه ، گفت " هنر از رنج و سختی بوجود میاد." و خب ناتسوئو هم درون لحظه کم اینو نچشیده بود و خب از بس افسرده شده بود که کارشو واقعا از ته دلش ارائه کرد . و ضرب المثل داریم هرچه از دل برآید لاجَرَم بر دل نشیند! D:
و اینکه همین! 
دیگه چیزی برای گفتن پیدا نمیکنم... ولی درعوض عاشق پست بعدیم! :>
فعلا! سایونارا 

[ 1398/03/14 ] [ 19:54 ] [ 黒見 ] [ Go Up () ]
Darling in Franxx

یوهارو گایز.
این وای فای منم درست نمیشه تا بتونم برای پستام تصویر بزارم‌.
اما یه محض درست شدنش حتما اینکارو انجام میدم.
خب اومدم با معرفی انیمه فوق العاده " دارلینگ این فرنکسیس" (از لحن خوندنش مطمئن نیستم :] ).
این انیمه رو فکر میکنم تو زمستون یا پاییز دیدم. و واقعا خیلی انیمه تاثیرگذاریه. توی اون میدون جنگی که به بچه ها مظلومانه تعلق گرفته و اونا مجبورن خودشون رو به عنوان یه سلاح کشتار ربات هایی دیگر (کوریو؟ ) جآ بدن اونم با متصل کردن خودشون به ربات های عظیم .فقط بخاطر اینکه اونا بچه هستن و تنها زمانی که بزرگ شدن و به ببزرگسال  تبدیل شدن میتونن آزاد بشن. 
اما برای بچه های بی سرپرستی که توی یه دخمه گیر افتادن و هیچ نامی برای صدا زدن هم به جز شماره ندارن،  درسته؟
آیا این رویا درسته؟ مسلما گاهی اوقات رویا ها از چیزی که به نظر میرسن،  به کابوس نزدیک ترن. 
این انیمه فوق العاده روایت گر درهای رویا نما و حقایقیست مخفی پشت پرده های کابوس وار زندگی‌‌. 
و اونا مقابل رویاهاشون ایستادن و رویاهای جدیدتری ساختن. به منظور آزاد کردن خودشون. نشون دادن گاهی عمر بینهایت فقط بهانست! و اونا با این سن و جسم کوچیک اون دنیای سمی رو متحول کردن! 
تک تکشون جنگیدن تا فقط یه روز بتونن از حقی که از بچگی‌ کردنشون ازشون گرفته شده بگذرن و این شروعی باشه برای تامیین آینده بچه های دیگه اما از نسل و خون خودشون!
واقعا نمیتونم بیشتر از این بگم!(اسپویل میشه؟)
شخصیت زِرو توو (002) خیلی شخصیت فوق العاده ای داشت. زندگی اون سرشار از سختی و درد بود. ولی اون کاری کرد که هیرو بشه دارلینگش! شایدم این محبت نهفته هیرو بود که باعث شد مهرش به دل زِروو باز بشه. 
عشق ، زندگی ، تلاش مقدمه اصلی هستن که بر عمر جاویدان و معنویات ما برتری ذاتی دارن و اونا این معنا رو به حقیقت رسوندن‌.
از دستش ندید. این انیمه برخلاف جنگ روایتگر عشق مقدسه بین اون بچه هاست :')
.
کوکورو چان بهونه اونا رو برای رسیدن کامل کرد! من به کوکورو چان خیلی افتخار میکنم که با شهامت خودش اینقدر قشنگ پا رو قوانین گذاشت و نقصشون کرد♡♡♡

[ 1398/03/9 ] [ 20:41 ] [ 黒見 ] [ Go Up () ]
Showa Genroku Rakugo Shinju

کونیچیوا میننا سان.
امروز با انیمه محشر "شُوا گِنروکو راکوگو شینیجو" اومدم .
که البته نزدم تو گوگل ترنسلیت ببینم معنیش چی میشه! ولی خوب بریم سر معرفی.
این انیمه که من واقعا خیلی دوسش دارم(تا اینجای کار هرچی معرفی میکردم رو دوست داشتم♡ D: اصلا مگه میشه انیمه ای رو دوست نداشت؟؟ )
درباره هنر راکوگو و زندگی راوی اونا توی عرصه های مختلف رو به نمایش میزاره. حالا راکوگو چیه و از کجا اومده؟ یه سنت خیلی قدیمی که بر میگرده به زمان قبل که همچنان تو خونه های قدیمی و ساده زندگی میکردن و کیمونو میپوشیدن.  مردم اون زمان عادت داشتن که بشینن دورهم و راکوگو بگن یا زن های آوازه خونشون براشون نوازندگی کنن. حالا خود راکوگو ، یه هنر قصه گویی پند آموزه. که لحن بیانش با راویآ فرق‌ میکنه. دیدین راوی شاهنامه ها معمولا با توجه به ابیات و گفت و گو ها چطور برخورد میکنن؟ لحن صداشون بالا میره پایین میاد تا تاثیر اون متن بهتر به دل بشینه و تاثیر گذاری بالایی داشته باشه؟ خب حالا راکوگو نوع راوی گریش اینطوریه که اونا یه کیمونو مخصوص میپوشن و روی یه بالشتک روی دوزانوشون میشینن و تنها با یه بادبزن ساده ، جوری داستان رو براتون روایت میکنن که شما رو به اون داستان میکشونن . برای مثآل داستان های چند شخصیتی اونا با تغییر جهت روی همون بالشتک و عوض کردن لحن بیان و حتی عوض کردن نوع حالت چهرشون میتونن اینکارو انجام بدن. ولی اینا واقعا درحد یه حرف نیست.
واضح بگم تا نبینین حرفای من ممکنه متوجه موضوعتون نکنه.
ولی این خیلی عالیه که همچین مانگاکایی بیاد و به این هنر اینقدر زیبا توجه کنه که انیمشم بسازن! باعث افتخاره! 
داستان از یه پسری شروع میشه که به محض مرخص شدن از زندان دنبال استاد راکوگو گویی میره تا به شاگردیش دربیاد. اما اون مرد بی احساس مانع اون پسر میشه و این میشه شروع سروکله زدن با اون! و خب بزنیم جلو تا اسپویل نشه ، وارد داستان همون مرد راکوگو گو و سرگذشتش میشیم! که واقعا حیرت انگیره! فکر کنم از قسمت ۴ فصل یک بود که من دیگه تا آخر فصل دوش فقط استاد کیکوهیکو رو میدیدم و گریه! 
خب ممکنه منو درک نکنید :)) ولی خب چیزایی که من دیدم خیلی بیشتر از گریه کردن قلبمو جریحه دآر کرد. زیاد از انیمش تعریف نکردم انگار :| ولی حتما ببینیدش آخه اگه بیشتر میگفتم واقعا همش اسپویل میشد.
داستانایی که طی راکوگو میگن خیلی دوست داشتنی و حیرت انگیزن‌.  بعد دیدن انیمش یکی از راکوگو های کیکوهیکو رو برا دو نفر اجرا کردم.خوشبختانه تونستم بخندونمشون. ولی واقعا خیلی سخت بود! 
ولی واقعا این انیمه رو از دست ندید. از دستش ندید. هرگز! از دستش ندید.

[ 1398/03/7 ] [ 18:27 ] [ 黒見 ] [ Go Up () ]
Jūni Taisen

یوهارو.
با معرفی انیمه "جونی تایسِن یا جنگ بزرگ" اومدم.
سبک انیمش با اینکه دوئل بین ادم های حرفه ای در سبک کشتنه! ‌اما با این حال خیلی خشنه و صحنه های دردناکیم داره. 
اما با این حال جملات فلسفی و عبرت آموز زیادی تو این انیمه قرار گرفته بود که جدا از صحنه های خشنش باعث میشد دیدمون نسبت به دنیامون کمی مهربون تر بشه!
خب راستش من از همون اول میدونستم آخرش چی میشه! نمیدونم اما دیدن کارکتراشو اینا بهم برنده نهایی رو ثابت کرد!(خودتون ببینید میفهمید! P:)
شخصیت تورا و اوشی یه رابطه خیلی جالب رو توی انیمه نشون دادن که واقعا خیلی تحسین برانگیز بود! یعنی بین این جنگ و خونریزی ها همچین صحنه ای واقعا عالی بود! 
شخصیت نزومی تقریبا حالتی از شخصیت خودم داشت. اما نه اونقدر که بگم اون شبیه به من بود! خونسردی و دور از حملش! با اینکه حسابی از دنیای اطرافشم گله مند بود! ولی جالبه وقتی به شاریو گفته بود " حرفای تو روی من اثری نداره!" اما آخر خلافش ثابت شد!!! خلاصه که خیلی انیمه دوست داشتنی و خفنی بود که واقعا سر شار از اسپویله! اگه بخوام تعریف کنم‌ . اما بازم تاکید میکنم خشنه! یچیز تو مایه های توکیو گول و اتک آن تایتان.
خب ... تا پست بعد. سایونارا

[ 1398/03/6 ] [ 18:39 ] [ 黒見 ] [ Go Up () ]
آخرین مطالب
صفحات سایت

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو